تبلیغات
. - قسمت دوازدهم*(رمان رویای بارانی)*

قسمت دوازدهم*(رمان رویای بارانی)*

دوشنبه 20 اردیبهشت 1395 13:34

نویسنده : گلبرگ سمائی
ارسال شده در: رمان ، رمان*(رویای بارانی)* ،
سلام
برین به ادامه مطلب
قبل از شروع رمان باید بگم که:
شین 18 سالشه
سورو 21 سالشه
ماری و سارا هم که میدونید17 سالشونه
شروع شد:

((ماشین بعد یه ده بیست دقیقه ای متوقف میشه و به ماری میگن :
پیاده شو بعد سر طنابی که به دستاش وصله رو میکشن
و اون دنبال اونا راه می افته
ترس شدیدی تمام وجودشو فرا گرفته
بعد از یه جایی پرتش میکنن پایین، چشما و دستا و دهنشو باز میکنن
میبینه یه زیرزمین سرد و تاریکه
چشماش که به تاریکی عادت میکنه میبینه:
یه نفر تو فاصله سه متری اش ایستاده
دقت میکنه میبینه سوروئه
به سختی بلند میشه و میره سمت سورو(تقریبا فاصله نیم متری)
به سورو میگه:
چکارم داری؟ ها؟
من که دیگه با سارا حرفی از دین و... نزدم
چکارم داری ؟
مثل این که بازم هوس آب خنک کردی!
دو ماه زندان برات کافی نبود
سورو با صدای بلند میگه:
خفه شو
و همزمان با دستاش ماری رو محـــــــــــــــــــــکم هل میده
ماری پرت میشه دو متر عقب تر و میوفته روی زمین(به روایتی روی زمین پهن مییشه)
تمام استخونای بدنش درد گرفته احساس میکنه مهره های کمرش شکسته
متوجه میشه که پشت سرش نفر خشاب یه تنفگ رو میکشه
بعد لوله تفنگو فشار میده به کمر ماری
راه بیفت
ماری نمیتونه بلند شه ودرد زیادی داره
اون آدم میگه:
نشنیدی؟ گفتم راه بیفت
ماری به سختی بلند میشه و راه میره
بعد باخودش فکر میکنه که:
چقدر صداش آشناس
نکنه این...
بر میگرده میبینه شینه
شین همین طور که با یه دستش تفنگو گرفته با اون دستش یه دری رو باز میکنه و میگه:
برو تو این اتاق
ماری میره تو اتاق و هی گریه میکنه

نیم ساعت بعد

شین میاد تو اتاق
ماری میگه
ـ تو به چه حقی ...
ـ ساکت
ـ من کاری به این حرفا ندارم میگم تو که ...
ـ گفتم ساکت
ـ تو با سورو هم دستی؟نه؟
ـ حرف زیادی ممنوع
ـ آره پس اتفاق توی پارکم نقشه ی تو وسور ب ...
ـ گفتم ساکت
ـ ینی چی س..
شین تفنگشو میذاره رو پیشونی ماری ...))

این قسمتو دوبار تا حالا تایپ کرده بودم نصفش پاک شده بود
از بعضیا که به خاطر دو سه روز عقب موندن رمان هرچی ازدهنشون در اومد بم گفتن به شدت دلخورم
و اینم بگم که من با اعمال زشت بعضیا باشون قهر نمیکنم و فقط نظرمو درموردشون تغییر میدم این نظر هیچ وقت از ذهنم پاک نمیشه
برا قمت بعد نظررات پست ثابت=2600
تو خماری گذاشتمتون
تو خماری ببینمتون
خماری بچینید
خمار خمار




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 24 اردیبهشت 1395 15:17